ساناز
چهارشنبه 29 خردادماه سال 1392 ساعت 12:54 ب.ظ
سلام
واقعن هورا
باور نکردنیه
وای که چقد خیابونا شلوغ شده بود رفتیم در خوشالی سهیم باشیم دیدیم نمیشه با سردرد برگشتیم خونه.
*****************
دیروز بود دیگه!
رفتم خونه یادم افتاد کدو نداریم. حالشم نداشتم برم بخرم. از شانس خوب ما مادرشوهرمون برامون املت درست کرد زدیم تو رگ
سلام،چرا سردرد؟خیلی سر وصدا بود؟کجا رفتین؟ مادرشوهرت اینا نزدیکتون هستن؟ شد چهار تا سوال :))))
ساناز
چهارشنبه 29 خردادماه سال 1392 ساعت 03:13 ب.ظ
سلام مجدد
جواب سوالات:
جواب چرا سردرد و خیلی سر و صدا بود یکیه:
یه دفه آقامونو جو گرفت گفت بریم بیرون. منم همش ازش سوال میکردم مطئنی؟ پشیمون نمیشی که ؟ برم لباس بپوشم؟
ماشینا دستشونو گزاشته بودن روی بوق. همسری هم از این طرف
بوق میزد. حالا صدای ضبطاشون به کنار
جالبه که بااین همه شلوغی دخترم خابیده بود بغلم.
کجا رفتین: هفت تیر ولیعصر
مادرشوهرت اینا نزدیکتون هستن: نه اصفهان زندگی میکنن سه سالیه. اومده تهران کار داره. طبقه ی بالایی خونمون خونه دارن.
سلام،آخییی،دختر گلت چه جوری تو اون همه سر وصدا خوابیده!
سلام
واقعن هورا
باور نکردنیه
وای که چقد خیابونا شلوغ شده بود رفتیم در خوشالی سهیم باشیم دیدیم نمیشه با سردرد برگشتیم خونه.
*****************
دیروز بود دیگه!
رفتم خونه یادم افتاد کدو نداریم. حالشم نداشتم برم بخرم. از شانس خوب ما مادرشوهرمون برامون املت درست کرد زدیم تو رگ
سلام،چرا سردرد؟خیلی سر وصدا بود؟کجا رفتین؟
مادرشوهرت اینا نزدیکتون هستن؟
شد چهار تا سوال :))))
سلام مجدد
جواب سوالات:
جواب چرا سردرد و خیلی سر و صدا بود یکیه:
یه دفه آقامونو جو گرفت گفت بریم بیرون. منم همش ازش سوال میکردم مطئنی؟ پشیمون نمیشی که ؟ برم لباس بپوشم؟
ماشینا دستشونو گزاشته بودن روی بوق. همسری هم از این طرف
بوق میزد. حالا صدای ضبطاشون به کنار
جالبه که بااین همه شلوغی دخترم خابیده بود بغلم.
کجا رفتین: هفت تیر ولیعصر
مادرشوهرت اینا نزدیکتون هستن: نه اصفهان زندگی میکنن سه سالیه. اومده تهران کار داره. طبقه ی بالایی خونمون خونه دارن.
سلام،آخییی،دختر گلت چه جوری تو اون همه سر وصدا خوابیده!
داغی یک آدم از هوس نیست
از وجود حوا هست و نه هوا